غلامحسين افضل الملك

167

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

ميان آفتاب گرما خورند ولى از حيث آب و نان و عليق مال راحت هستند . كاش يكى از ابناء ثروت و تمكن در اينجا كاروان‌سرائى مىساخت كه عموم قوافل راحت باشند . قوافل كه از اينجا عبور كنند چه در ذهاب چه در اياب چه از طرف خراسان چه از طرف كرمان حتما بايد از ناىبند نان و گوشت و ساير ملزومات و عليق ستوران خريدارى و بار كرده از دو طرف تا دو منزل ببرند . از آن‌كه از يك سمت در منزل چشمه گز و منزل چشمهء آب گرم رعيت و خانوار و آبادى نيست و از طرف كرمان در منزل « حوض خان » و منزل « چهل پايه » آبادى و رعيت و خانوار ديده نمىشود . به اين جهت اهل ناىبند از كاروانيان فايدهء زيادى مىبرند و مأكولات مىفروشند و الاغ براى حمل عليق به كرايه مىدهند و خودشان پول جزئى گرفته در اين چند منزل هولناك كه اراضى لوط و كوير است و مردم گم مىشوند بلد راه مىگردند « 1 » و مردم را از هلاكت و خطر مىرانند . ناىبند آخر خاك طبس است كه جزء خراسان است . از اينجا ببعد جزء كرمان است و حفظ و حراست قوافل تا منزل فردا كه موسوم بحوض خان است بعهدهء اهل ناىبند است . از آنجا تا منزل ديگر كه موسوم بچهل پايه است و خطرناك است بعهدهء حكومت كرمان است كه سى نفر غلامان كرمانى ساكن بلوك « راور » كه جزء كرمان است بايد قوافل را از حوض خان تا چهل پايه و منزل « دربند » تا « راور » از خطر برهانند . و اگر قريهء ناىبند در تحت تبعيت كرمان باشد از براى حفظ قوافل بهتر است كه تحت طبس كه پانزده منزل مسافت دارد باشد . و من شرح اين داستان را مجال نوشتن ندارم هركس از اهل هوش از اينجا عبور كند ملتفت اين نكات خواهد شد . شب يكشنبهء دوازدهم از ناىبند به طرف حوض خان رانديم مسافت راه پنج فرسخ است . سه فرسنگ متجاوز بايد از ميان تنگه گذشت كه دو طرف آن كوه است . در سر يك فرسنگى چشمهء خيلى مختصرى است كه گاهى شتردار در آنجا بار مياندازد .

--> ( 1 ) - يعنى راهنما مىشوند .